تبليغاتX
مغی دلمرده در آتشگهی خاموش - اگه می‏تونی غلط‏های این پست را پیدا کن

مغی دلمرده در آتشگهی خاموش

There's Silence That Speaks So Much Louder Than Words, Of Promises Broken

اگه می‏تونی غلط‏های این پست را پیدا کن

نه! مردهایی که از شهرها جان به در بردند، چیزی برای « درز گرفتن » ندارند *
 یک پست اجباری 

پی‏نوشت‏های پست ِ پیشین آن‏قدر زیاد شد که خودش یک پست تازه می‏طلبید! البته من بی‏تقصیرم و ادامه یافتن این بحث در پست تازه مرهون تلاش‏های دوستان ملالغتی وبلاگستان است که بحث و هیاهو بر سر املای کلمات را جایگزین تبادل‏نظر محتوایی و بنیادین بر روی موضوع اصلی بحث کرده‏اند. تاکنون به‏یاد ندارم که برای پاسخ‏گویی به پست بلاگ دیگر یا درباره یک کامنت خواننده‏ها، مطلب جدیدی نوشته باشم و مثلا درصدد پاسخ‏گویی برآیم، اما برداشت ِ منتشرشده چاره‏ای برای من باقی نگذاشت و از این‏رو باید بگویم که این پست به من تحمیل شد و چنین جوابیه‏هایی اساسا با روحیات نویسنده منافات دارد. این مطلب تنها در پاسخ به پیشنهاد بی شرمانه‏ای‏ست که به من شده تا «بحث را درز بگیرم» و با جریان قدرت روی زمین در نیفتم...


چند شب پیش که کامنت‏باکس وبلاگ را گشودم تا لحظاتی تنها به نظرات خیره مانده بودم. بطور خاص خانم فرهنگ‏دوستی که اخیرا از روابط جنسی‏شان به تفصیل نوشته‏اند لطف کرده بودند و 2-3 مورد غلط املایی مطالب وبلاگ را تذکر داده بودند، اما چیزی از نظرشان در مورد خود مطلب ننوشته‏اند. که من نمی‏دانم به معنای تایید محتوای مطلب است یا مصداق اینکه « حرف حساب جواب ندارد » یا مورد سومی که حتما خودشان می‏دانند!
تمام پاسخی که ایشان به این مطلب نسبتا طولانی نوشته‏اند این است که ؛
«عوالم» جمع مکسر عربی‏ست و جمع عالم و شما این‏قدر بی‏سوادید که آن را «اوالم» نوشته‏اید!
خیره ماندن من به کامنت‏ها از همین بود که ایشان از خواندن این مطلب ِ بلندبالا که بخش ِ کوچکی از آن‏هم در نقد تخت‏خواب‏نویسی‏های اخیر بود فقط همین به ذهن‏شان رسیده بود و به عنوان کسی که موافق این جریان هستند و در طیف ِ اولین وبلاگ‏هایی بودند که به این بحث دامن زدند، اصلا وارد موضوع اصلی بحث نشده بودند! ...
من در ابتدا مساله را به شوخی برگزار کردم و حتی در پای همان کامنت نسبتا توهین‏آمیزشان نوشتم که؛ بله، شما درست فهمیدید! جمع مکسرش که جمع مکسر است، اما جمع مکسر «الم» به معنی «درد» و یعنی «دردها»...!!! بعد هم در اعتراض به «بد خواندن مطلبم» آن 2 واژه را برجسته کردم! چند دقیقه بعد ایشان که گویا قوه دریافت طنز و کنایه‏شان به اندازه استعدادشان در بهداشت ِ جسم و روان نیست مساله را به‏صورت کاملا جدی برداشت کرده و در پستی شتاب‏زده و سراسر بغض و عصبانیت در بلاگ فرهنگی و آموزشی‏شان، عمومی نمودند. واقعا مانده بودم که عصبانیت و خشم ایشان بخاطر یک مطلب بیشتر فرهنگی که کمی هم به این بحث پورنونویسی‏های اخیر سرک کشیده، بوده است یا به خاطر آن دو غلط دیکته‏ای؟!!
بهر حال ایشان اصرار داشتند که این بابا (من!) چون در استنباط یا تایپ این دو کلمه اشتباه کرده پس بدون شک بی‏سواد و احمق است و حق اظهارنظر در مورد هیچ چیز را ندارد! بعد در بلاگ‏شان فراخوان هم صادر کرده بودند که بروید ببینید این دارد همه چیز ما را زیر سوال می‏برد و کم مانده بگوید پست‏مدرنیسم خر است! ( بماند که ما از حالا پی یک سوراخی می‏گشتیم تا دست کسی از این فراخوان به ما نرسد! )


مساله بسیار شگفت‏آور نحوه برخورد غیرمنطقی و پر از عصبانیت ایشان، با یک مطلب انتقادی و پرسش‏گرانه است. من فقط به این فکر می‏کنم که ؛
- پس کجا رفت آن شعارهای دل‏نشین و پرزرق‏و‏برقی که جنبش به اصطلاح فمینیسم درباره آزادی‏های مترقی و تبادل‏آرا و حق بیان برای مخالفین و اقلیت مطرح می‏کند؟!
- چگونه است که اینان خطوط آزادی را برای خود چنان و تا آن‏جا ترسیم می‏کنند که حق وقایع‏نگاری پیرامون روابط جنسی خصوصی، اصلاح موی زائد واژن و توصیف فردی که آن‏ها را به ارگاسم جنسی رسانده است را برای خود محفوظ می‏دانند، اما برای دیگران کوچک‏ترین حقی و فضایی برای مخالفت یا نقد باقی نمی‏گذارند؟!
- آیا این عرف جریان وبلاگ‏نویسی فمینیستی است که کوچک‏ترین نقدی را تاب نیاورند و با جنجال و حاشیه سازی به محاق برده و محکوم کنند؟!...
از آن شب من به هم‏این حالم و این تناقض و منفعت‏طلبی در آزادی بیانی که اینان از آن دم می‏زنند، رهای‏ام نمی‏کند.


مسائل مهم و «بدیهی» اندر احوالات وبلاگ‏نویسی


وبلاگ‏نویسی یک امر کاملا شخصی و منحصربه‏فرد است. هر بلاگری شیوه نگارش و ادبیات خود را دارد. شاید حتی به تعبیری بتوان گفت به تعداد نویسنده‏های وبلاگ، شیوه برای نگارش وبلاگ وجود دارد. گذشته از این شیوه‏ها که کاملا شخصی‏ست و بسته به نویسنده وبلاگ تعین می‏شود، سبک‏هایی در نوشتار وبلاگ‏های فارسی جا افتاده و معمول است.
برای نمونه بسیار شایع است که واژگان عربی را هم عمدا با املای پارسی بنویسند. مثلا «حتی» را «حتا» می نویسند، یا «تقریبا» را «تقریبن» ، «اصلا» را «اصلن» و... و ما هم که شکر خوردیم و «عوالم» را «اوالم» نوشتیم و وبلاگستان یکسره سیاه‏پوش شد!
شیوه دیگری که کمتر عمومیت دارد و تنها مختص وبلاگ‏هایی با مضامین ساختارشکن و معترض است، هنجارگریزی و رعایت نکردن ِ عمدی قواعد نگارش در املای واژگان است. نویسندگان وبلاگ‏های آوانگارد به عمد کلمات را اشتباه می‏نویسند که بسته به موضوع و مضمون وبلاگ متفاوت است؛ ممکن است یکی دو مورد در یک مطلب باشد و یا موارد متعدد. به عبارت دیگر نویسنده بلاگ به‏صورت ارادی خود را در معرض سهل‏انگاری در نگارش و چشم‏پوشی از قواعد ادبی مرسوم قرار می‏دهد.
البته موارد ِ بالا مرز مشخصی دارند و این پارسی‏نویسی‏ها یا سهل‏انگاری‏های عمدی تا آن‏جا اعمال می‏شود که خواننده در استنباط مفهوم آن واژه دچار سردرگمی یا برداشت معنایی متفاوت نشود.
برای مثال، من فکر نمی‏کنم کسی از این جمله من؛
" مطالبی که چون در پاسخ ِ یک مشت «مضخرف» است، پس خود نوشته‏ام هم «مضخرف» می‏شود "
این‏طور برداشت کرده باشد که ؛
" مطالبی که چون در پاسخ ِ یک مشت «حرف‏های فرهنگی و آرمان محور» است، پس خود نوشته‏ام هم خیلی «آرمانی و رویایی» می‏شود" ... !
در واقع خواننده دچار سردرگمی نشده و منظور را گرفته و در هم‏این حال نویسنده هم شیوهء نگارش ِ «ضد جریان» خود را عملی کرده است.
فکر نمی‏کنم دیگر در این هم شبهه داشته باشید که مطالب این وبلاگ، حداقل با «بلاگ‏های هم‏آغوش» در تضاد است و نگارش آن نیز!


پی‏نوشت :

هم‏آن‏طور که در پست پیشین اشاره شد، نمرهء آن مطلب از نظر آن خانم معلم سخت‏گیر و فرهنگ‏دوست 17 شده است. این یعنی نمره قبولی گرفتن ِ مطلب ِ یک نابخشوده و رانده شده به معابد زیر ِزمین که در هجو تمدن‏های شهری نوظهور نوشته شده، آنهم از دست یکی از مظاهر هم‏آن تمدن...
متشکرم



پی نوشت 2 :

تصاویر این مطلب مربوط است به فصل‏های میانی ِ فیلم The Wall یادگار ِ جاویدان گروه Pink Floyed ، و به‏طور مشخص نماهایی از دو قطعهء Nobody Home و Don't Leave Me Now ... دیدن فصل‏های مربوط به ظهور شهرهای تازه که با انزوا و فروپاشی شخصیت پینک هم‏راه است در این‏روزها و در کنار این هیاهوها طعم دیگری دارد...

* عنوان اول این مطلب « فاشیسم مدرن یا همان فمینیسم مترقی » بود که با ملاحظاتی تغیر کرد‏‏
[+] نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:33 PM  توسط مهدی  |