50 سال بعد، وقتی خبر زوال شهرها به سراسر جهان مخابره شد؛ هنوز چیزهایی زنده بود...
من اینروزها ترجیح میدهم که با در پوست نگنجیدن بازگشت ناگزيرانه هالیوود به ژانر تمام مردانهء وسترن وقت بگذرانم تا نوشتن پستهایی که چون در جواب یک مشت مضخرف نوشته میشود، پس خود نوشتهام هم مضخرف میشود...

چطور نگاهام را به سوی هیاهوی فمنیستی وبلاگستان برگردانم، وقتی هنوز در سرگردانی و شوک دیدن «قطار 3:10 به یوما» یا «سرزمینی برای پیرمردها نیست» مسخ و ویرانام؟!!... وقتی با شکوهی وصفناپذیر تمام آن آرمانهای کهنه و آنچه زمانی تمامشده و پایانیافته تلقی میشد، با لبخندی معنیدار به «مردمان مدرنیزهء مدرنزده» دوباره و ققنوسوار از میان خاکستر پسامدرن بهدنیا آمده است... وقتی ما مجبور نیستیم که برای غوطهخوردن در نوستالژی ویرانگر آرمانهای خوش ِ گذشته، فیلمهای مردانهء قدیمی را در قفسههای خاکگرفتهء زیرزمینها و معابد اساطیری جستجو کنیم.
آنهمه شوریدگی و ریاضت در زیر پوست ِ شهرها و راهآبهای سرد و تاریک نابخشودگان، آنهمه سالهای آزگار که در حسرت ِ یک لحظهء ناب و تمام مردانه سر بریدیم، سرانجام میبایست با چنین فستیوالی از نور و روشنایی همراه شده باشد...
پاسخی که اینان در برابر ظهور دوباره آرمان و آرمانگرایی در شهرهای تصرفشدهشان داشتند، چیزی در حد و اندازهء مطالب رقتانگیز و چندش آوری بود که از رخت خوابشان با بدنی تسلیم در آن به سراسر جهان مخابره کردهاند. شرح چگونگی اصلاح پشم (منظورشان همان موهای زائد بدن است!) با ذکر کامل جزئیات، آرایش اندام و صورت و انتخاب ِ لباسی اغواکننده برای اسیرآوردن و بهخود کشیدن نابخشودگان پستمدرن... اینان با این افکار به شدت مدرن و خالی از هرگونه آرمان و خطرپذیری، با این درجهء ناچیز از برداشت انسانی و ارزشهای مبتنی بر اصالت وجود، ...
معبدنشینان خاموشی گزیده! یاران بهجانآمده و سر در غار برده!
بیائید آرزو کنیم که کاش این اعتماد بهنفس ِ عمیقی که در اینان موج میزند و روزی عامل از پادرآمدن شهرهايشان خواهد بود درونشان نهادینه شود و توجهمان را بهطور کامل معطوف تحولاتی کنیم که با این افقهای روشن پدید آمده، در آیندهای نزدیک در توازن قدرت شهرها بهوجود خواهد آمد، خدا را چه دیدید! شاید هم توانستیم تمدن روی زمین را به زانو درآوریم و دوباره به شهرها برگردیم...
این فیلم در 2007 با بازسازی تحسینبرانگیز جیمز منگولد دوباره و پس از 50 سال به پردههای سینما بازگشت... استقبال از فیلم در زمانی که به دورهء مرگ ِ کامل سینمای وسترن با تمامی ارزشها و مردان تنهایاش نام گرفته بود خیرهکننده بود و فیلم از حضور در صدر جدول ِ فروش سینماهای امریکا لذت برد. نکتهء اصلی حالا این است؛
فیلمی که در زمان مرگ ِ ژانر خود تولید و بهنمایش در آمد، و تمام آن مفاهیم و ارزشهای ورژن اولیه را با همآن لحن روایت کرد، در یک نظرسنجی از سوی مردانی در سراسر دنیا در میان 10 فیلم برتر تمام ِ ادوار ژانر وسترن برگزیده شد!

( لینکهای دیگر در مورد این هیاهو ، در این پست گردباد، گردآوری شده است )
+ این یکی که کمتر خوانده شده است :
:: مریم مهتدی : به نظرتان برای مبارزه با عدم امنیت زنان در جامعهی ایران، باید ساعت یازده شب با لباس زیردر خیابان قدم زد؟
:: اگه میتونی غلطهای این پست را پیدا کن (انشاءِ مرتبط)

